خرید بک لینک

اینکه بپذریم یکی فرمانده باشد ، نیمی از مشکلات حل است .

و زمانی که فرمانده میشوی تمامش را بپذیر ، همه ی مسوولیت یک جریان رونده را ، خواه زندگی دوتایی مان باشد خواه مشارکت اجتماعی مان تمام و کمال ، بی کم و کاست...

نوشته شده در سه شنبه ششم آبان ۱۳۹۹ساعت 15:33 توسط همنفس|

برچسب: نویسنده: مبین اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 30 بهمن 1399 ساعت: 12:34

به نظر تمام شدیم و خبر نداریم سلام ؟ لبخند ؟ آغوشی ناخواسته ؟ هیچکدام که چاره ی کار دل تنها نشد پس چه باک ...دلهره ات برای چیست ؟ رسیدن ها دشوار ، ماندن دشوارتر کاش اینهمه خبر نداشتیم ، بیخبر م

برچسب: نویسنده: مبین اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 30 بهمن 1399 ساعت: 12:34

شاد نبودیم ، همه کار میکردیم ، باهم بودیم ساعت ها سعی میکردیم بخندیم ، حرف بزنیم ، زل بزنیم ، در آغوش باشیم ... اما خوشحال نبودیم . باید خوشحال باشی تا عقربه ها برایت بایستند . خوشحال که باشی زنده

برچسب: نویسنده: مبین اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 30 بهمن 1399 ساعت: 12:34

گاهی دروغ هم حال خوب کن میشه وقتی میگفتی دوستم داری و میمونی !!! حالم خوب میشد روحم میخندید دنیام خوب میشد تو دروغ میگفتی من باور ... کاش میشد باز دروغ بگویی و لااقل حالم را خوب کنی ، وقتی دنیام

برچسب: نویسنده: مبین اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 30 بهمن 1399 ساعت: 12:34

شاید وقتی دوباره انگیزه ایی بود برای نوشتن برگشتم

در پناه خدا سلامت باشید

تا بعد

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۹ساعت 13:5 توسط همنفس|

برچسب: نویسنده: مبین اسدی‌پور تاريخ: پنجشنبه 30 بهمن 1399 ساعت: 12:34

صفحه بندی